عشق و تکنولژی
خواستـــی دیـگر نبــاشی لَعنَت به دبســــــتانی کهـ تو از درس هایــَـــش... فَقَط تَصمیمِ کبری را آموختی!! قَبل اَز اینکهـ بخواهـ ـے دَر مُورد مَـ ـטּ قـ ـضآوَت کُنـے. کَفشـ هـ ـآے مَـ ـرآ بپـ ـوش وَ دَر رآه مَـ ـטּ قَدَمـ بزَטּ. اَز خیـ ـآبآטּ هـ ـآ،کـ ـوه هـ ـآ وَ دَشت هآیـ ـے گُذَر کُـטּ کهـ مـ ـَטּ کَـ ـردَمـ. اَشـ ـکهآیـ ـے بریـ ـز کهـ مَـטּ ریختـَ ـمـ. دَردهـ ـآ وَ خُوشـ ـے هـ ـآے مـ ـَرا تَجرُبهـ کُـ ـטּ. سآل هـ ـآیے رآ بُگـ ـذَرآטּ کهـ مـ ـَטּ گـ ـُذَرآنـ ـدَمـ. روے سـ ـَنگ هـ ـآیے بـ ـلَغز کهـ مـ ـَטּ لـ ـَغزیدَمـ. دُوبـ ـآر وَ دُوبـ ـآره بـ ـَر پـآخیـ ـز وَ مُجَـ ـدَدا دَر هـ ـَمآن رآه سَخـ ـت قَـ ـدَمـ بـ ـزَטּ . هـ ـَمآטּ طُور کهـ مَـטּ اَنجـ ـآمـ دآدَمـ... در دلم یک درد پنهانی ... منو دلتنگی و غربت... دلی غرق پریشانی عشق از دوستی پرسید: تفاوت من و تو در چیست؟ دوستی گفت: من دیگران را با سلام آشنا میکنم تو با نگاه . . . . من آنان را با دروغ جدا میکنم تو با مرگ از دوستی پرسید: تفاوت من و تو درچیست؟ دوستی گفت: من دیگران را با سلام آشنا میکنم تو با نگاه . . . . من آنان را با دروغ جدا میکنم تو با مرگ میگن هیچ عشقی تو دنیا مثل عشق اولی نیست میگذره یه عمری اما از خیالت رفتنی نیست داغ عشق هیچکی مثل اون که پس میزنتت نیست چه بده تنهاشی وقتی هیچ کسی هم قدمت نیست چقده سخت بدونی اون که میخوایش نمیمونه که دلش یه جای دیگس و همه وجودش مال اونه چه بده برای اونکه جون میدی غریبه باشی بگی میخوام با تو باشم بگه میخوام که نباشی بیوگرافی در ادامه مطلب گل آفتابگردان را گفتند: ______¤¤¤ ¤¤¤¤¤¤¤¤¤---------------¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ هیچ کس با من در این دنیا نبود جز خدای من خدای من خدا ..برای تــو می نویسم... ...برای تــويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست... ...برای تــويی كه احساسم از آن وجود نازنين توست... ...برای تــويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد... ...برای تــويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است... ...برای تــويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی... ...برای تــويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی... ...برای تــويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است... ...برای تــويی كه سـكوتـت سخت ترين شكنجه من است... ...بــــــرای تــويی كــــــه قلــــــبت پـــــــــا ك است ... ...برای تــويی كه در عشق ، قـلبت چه بی باك است... ...برای تــويی كه عـشقت معنای بودنم است... ...برای تــويی كه عـشقت معنای بودنم است... ...برای تــویی که غهمایت معنای سوختنم است... ...برای تــویی که آرزوهایت آرزویم است... دلم تنگه…….. آری دلم گرفته٬ از این روزگاران بی فروغ ! از این تکرارهای ناپایان ! دلم گرفته از این همه کینه …. این همه دروغ ! از این مردمان نا مهربان و بی وفا دلم گرفته ……. دلم برای کوچه پس کوچه های مهربانی ها تنگ است ! دلم تنگ است برای کودکی ام که پاورچین پاورچین روی سنگفرش های زندگی بی دغدغه قدم می زدم ! دلم برای دلتنگی های شیرین و انتظارهای کشنده تنگ است…! نمی دانم کدامین نامهربان ٬ خواب را از دیدگانم دزدید که اینگونه در حسرت و دلتنگ خواب شیرینم سرگردانم ؟! دلم گرفته ! دلم تنگ است ! روزگار چشمانم طوفانی است و در انتظار باران های سیل آساست….. آره ! این روزا دلم بدجوری گرفته … چشمام منتظر یک بهونه است که هی بخواد بباره…. آهنگ اشتیاق دلی درد مند را آزار این رمیده ی سر در کمند را بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان دلتنگم، آنچنان که اگر بینمت به کام خواهم که جاودانه بنالم به دامنت شاید که جاودانه بمانی کنار من ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت تو آسمان آبی آرامو روشنی یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم با اشک شرم خویش بریزم به پای تو بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب بیمار خنده های توام ، بیشتر بخند رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن کنون رزم جومونگ و رستم شنو، دگرها شنیدستی این هم شنو به رستم چنین گفت اون جومونگ! ندارم ز امثال تو هیچ باک که گر گنده ای من ز تو برترم اگر تو یلی من ز تو یلترم رستم انگار بهش برخورد، یهو قاطی کرد و گفت: منم مرد مردان ایران زمین ز مادر نزادست چون من چنین تو ای جوجه با این قد و هیکلت برو تا نخورده است گرز بر سرت جومونگ چشماشو اونطوری گشاد کرد و گفت: تو را هیچ کس بین ایرانیان نمی داندت چیست نام و نشان ولی نام جومونگ و سوسانو را مه میشناسند در هر مکان تو جز گنده بودن به چی دلخوشی بیا عکس من را به پوستر ببین ببین تی وی ات را که من سوژشم منم سانگ ایل گوکه نامدار ز من گنده تر نامده در جهان تو در پیش من مور هم نیستی کانال 3 رو دیدی؟ کور که نیستی در اینحال رستم پهلوان، لوتی نباخت و شروع به رجز خوانی کرد: چنین گفت رستم به این مرد جنگ جومونگا ! تویی دشمنم بی درنـگ چنان بر تنت کـــوبم ایـــن نعلبکی که دیگر نخواهی تو سوپ، آبــکی مگـــر تو نـــدانی که مـن کیستم؟ من آن (تسو) سوسولت! نیستم منم رستم، آن شیر ایــران زمین (بویو) کوچک است در نگاهم همین آمد: جومونگ آمد از پشت تل سیاه کنارش(یوها) مــادر بی گنـاه! بگفت:هین! منم آن جومونگ رشید سوسانو هماره بود همسرم دهــم من به فرمان او این سرم چون او گفته با تو نجنگم رواست و بعد از حرفهای جومونگ درد دل رستم آغاز گردید: و این شد که رستم سخن تازه کرد که حرف دلش گفت (پس کو نبرد؟!) بگفت ای جومونگا که حرف دل است که زن ها گـــرفتند اوضــاع به دست که ما پهلوانیم و این است حالمان که دادار باید رسد بر دل این و آن! و اینچنین شد که دو پهلوان همدیگر را در آغوش گرفتند در ادامه مطلب جملات پشت کامیونی خنده دار یلدا واژه ای سریانی است و به معنای ولادت است ،ولادت خورشید (مهر و میترا) و ولادت مهر شکست ناپذیر. یلدا برابر با شب اول جدی و شب هفتم دی ماه جلالی و شب بیست و یکم دسامبر فرانسوی است وچون این شب را با میلاد مسیح تطبیق کرده اند از این رو بدین نام نامیده شده است.جشن میلاد مسیح که در 25 دسامبر تثبیت شده در اصل جشن ظهور میترا بوده که مسیحیان قرن چهارم میلادی آن را روز تولد مسیح قرار داده اند. گذشت پائیز آمــد فصل سرما سر آغازش شب زیبـــای یلدا گفتی که من از غریبه ها سیر شدم ادامه مطب رو حتما ببینید خوشا «ذیالحجه» روز عید قربان ز اسماعیل جان تا نگذری مانند ابراهیم به کعبه رفتنت تنها نماید شاد شیطان را کسی کو روز قربان، غیر خود را می کند قربان نفهمیده است هرگز معنی و مفهوم قربان را قربان تو گردم همگی میخندند / عیدانه بده و تلخ چون زهر مباش . . . همزمان با عید قربان دلت را قربانی محبت ،عشق ،صمیمیت و مهربانی من کن . E : بغل کردن همدیگر با آغوش باز. I : الهام دادن با گرایش های احساسی D : القاء کردن این احساس خوشایند بین همه @ عید مبارک @ فصلی ناشناس را گویا ....... پرند ه ای پرهایش ریخته در گنبد کبود خیالم وشتاب میکنم وصدای ناله ی باد وقدم های سبک بر باد رفته اش همراه رازی نهفته چیزی شکسته در من باید ببینم امروز ریختن برگ درحتان را و خزان رسیده از راه واین روزها برایم مبهم پاییز ای پاییز ............ فصل افسونگری چشمها فصل غارتگر دلها .......... وتن پوش سبز درختان عریان وخزان در راه است وخزان می اید ........... منتظر نظراتون هستم دوستون دارم که طنینش زندگی را برای ما تکرار می کند؛ نکند فقط به گل آلودگی کفشهایمان بیندیشیم .... خدا گفت: نه! رها کردن کار توست ، تو باید از آنها دست بکشی. فراچنگ آور . ، خدا گفت: نه! بایسته آن است که تو خود سر برآوری و ببالی اما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمند و پر ثمر شوی من هر چیزی را که به گمانم در زندگی لذت می آفریند از خدا خواستم و باز گفت: نه! من به تو زندگی خواهم داد، تا تو خود از هر چیزی لذتی به کف آری. از خدا خواستم یاری ام دهد تا دیگران را دوست بدارم، همانگونه که آنها مرا دوست دارند. میزنم تیغ به بند بستگی بسه تنهائی دیگه توی قفس دیگه بسه تشنگی بدون آب واسه هرکی دلم من تنگ میشه دوستی از رو زمین پاک شده هر کی فکر خودش توی قفس دیگه بسه دیگه بسه انتظا شب تاره شب تاره شب تار باید حرف دلم رو گوش کنم دستم رو بلند کنم به آسمون دلم رو جدا کنم از آدما زیبا ترین نقاشی از دختر جهان در ادامه مطلب تقدیم به دوستجونی هام دخملای گل کپی مجاز میباشد بوسه يعنی وصله ی شيرين دو لب... بوسه يعنی آغازی برای ما شدن... بوسه آتش می زند بر جسم و جان... نبود... پیدا شد... آشنا شد... دوست شد... مهر شد... گرم شد... عشق شد... یار شد... تار شد... بد شد... رد شد... سرد شد... غم شد... بغض شد... اشك شد... آه شد... دور شد... اینم یه قالب پاییزی واسه دوستای گلممممممممممممم بفرمایید شربت و شیرینی گلشیفته فراهانی در فیلم "جای اژدها" براحتی دوگاری اسکات بازیگر مرد فیلم را می بوسد و با لباس خواب در کنار وی در تختخواب هتل می خوابد و صحنه های نیمه برهنه وی با دوگاری اسکات که نقش دوست پسر وی را دارد، سکانس های دیگر فیلم را شکل داده اند. اینجاست معلوم می شود که چرا این هنرپیشه جوان پیش از این موفق، باید از حجاب متنفر باشد. میدونین چرا دیر اپ میزارم ؟؟؟ اخه دل و دماغ ندارم .اعصابم بهم ریختست .حوصله ندارم یه اتفاقایی افتاده خیلی کسلم قاصدک من درمعنی " فطر " در " اقرب الموارد " آمده است که عید روزه گشادن ، جشنی که مسلمانان پس از روزه ماه مبارک رمضان در روز اول شوال گیرند . عید فطر نیز دارای آداب و مراسم ویژه ای است .در این روز مسلمانان با ظاهری آراسته و پاک در نماز عید فطر شرکت می جویند و خداوند را به خاطر نعمات این ماه مبارک ، سپاس می گویند .بازدید اقوام و آشنایان و تبریک عید وپرداخت " فطریه " به مستحقان ازدیگر نکات قابل ذکر در خصوص این رویداد عظیم اسلامی است که دارای ابعاد فردی و اجتماعی فراوان است . با این تعاریف غیر ممکن خواهد بود که این عید فرخنده و این روز خجسته از نگاه شاعران نکته یاب مسلمان دورمانده باشد .در گنجینه ادب پارسی درباره این واقعه اشعار بسیار دل انگیزی سروده شده است که حکایت از منزلت این عید سعید دارد ، عیدی که جشن پیروزی بر نفس سرکش است .از آن جا که " فطر " پایان " صوم " است به عید فطر عید صیام نیز گفته شده است وتبریک و تهنیت این روز همچون دیگر اعیاد اسلامی مورد توجه قرار گرفته شده است پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم و... در ادامه مطلب اشتباه نشه من نبودم ای بداد من رسیده تو روزای خود شکستن ای چراغ مهربونی تو شبای وحشت من ای تبلور حقیقت توی لحظه های تردید تو شبو از من گرفتی تو منو دادی به خورشید اگه باشی یا نباشی برای من تکیه گاهی برای من که غریبم تو رفیقی جون پناهی
آفریــــن...چه با اراده!


هوا هم مثل چشمم خیس بود و سرخ و بارانی
پُُُر از غم !! بی هدف در کوچه های شهر میگشتم
نه تنها از خودم، از مردم و از خانه هاشان قهر می گشتم...
نمی شد پیش ِِِِِ این مردم نشست و درد دل کرد
نمی شد قفل غم ها را شکست و درد دل کرد
صدای نم نم باران به گوشم میرسد آرام... روی شانه هایم







چراشبها سرت را پایین می اندازی؟
گفت :ستاره چشمک میزند، نمیخواهم به خورشید خیانت کنم
به سلامتی همه اونایی که مثل گل آفتابگردان هستند . . .
_____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤-------¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
___¤¤¤¤¤----------------------¤¤¤-¤¤¤-----------------------¤¤¤
__¤¤¤¤¤--------------سلامی به گرمی خورشید---------------¤¤¤
_ ¤¤¤-هرگز به کسی اجازه نده تا رویاهای تورا زیر سوال ببرد-¤¤¤
¤¤¤------------------------------------------------------------------------¤¤¤
¤¤¤--در سراشیبی که نامش زندکیست------------------------------¤¤¤
¤¤¤------باهمه بیگانگیها میروم------------------------------------------¤¤¤
¤¤¤----------در سکوت سرد غمگین زمان------------------------------¤¤¤
¤¤¤--------------بی هدف بی یار و تنها میروم------------------------¤¤¤
_¤¤¤----------------در سراشیبی که نامش زندگیست------------¤¤¤
__¤¤¤------------------می روم شاید که در دشت بزرگ--------¤¤¤
____¤¤¤-------------------باز یابم آنچه را گم کرده ام--------¤¤¤
______¤¤¤------------------موفق باشی-----------------¤¤¤
_________¤¤¤-----------دوستون داارم-------------¤¤¤
____________¤¤¤¤¤¤--I LOVE YOU---¤¤¤¤¤¤
_____________¤¤¤--------------------------¤¤¤
________________¤¤¤---------------¤¤¤
___________________¤¤---بای---¤¤
____________________¤¤¤¤¤¤¤
______________________¤¤¤¤
______________________¤¤¤
_______________________¤
هیچ کس مانند من تنها نبود
هیچ کس دردی زدردم برنداشت
بلکه دردی نیز بر دردم گذاشت
هیچ کس فکر مرا باور نکرد
خطی از شعر مرا از بر نکرد
هیچ کس معنای ازادی نگفت
در وجودم ردپایم را نجست
هیچ کس ان یار دلخواهم نشد
هیچ کس دمسازو همراهم نشد
هیچ کس جز من چنین مجنون نبود
در کلاس عاشقی دلخون نبود
هیچ دردی را نکرد از من دوا 
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

ادامه مطلب



دلم گرفته …………
دلم گریه می خواد ……….









بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی
شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
عمریست در هوای تو از آشیان جداست
من چون کبوتری که پرم در هوای تو
بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
خورشید آرزوی منی ، گرم تر بتاب
![]()
بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق
تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟
سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت
بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت
تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس
تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس
عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم
وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم
یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم








ادامه مطلب








![]()


ادامه مطلب
![[تصویر: 8g99niu.gif]](http://s2.picofile.com/file/7186163438/8g99niu.gif)
در سایه دلشکستگی پیر شدم
غم خوردم و با غمت نمک گیر شدم
تا امدم اشنای قلبت باشم

شروع داستان عشق و ایمان

عید است بیا بخانه ام قهر مباش / مغرور ترین دختر این شهر مباش
ادامه مطلب
































ادامه مطلب




سلام دخملای گل وبلاگ و داداشی های خوب چه طورین؟ میخوام براتون مطالب جالب و شنیدنی در مورد ارایش بزارم اما قبلش میخوم نظر شما ها رو در مورد ارایش دخملا بدونم
در ضمن تو ادامه مطلب لوازم ارایش متحرک هست
ادامه مطلب
صدای باران زیباترین ترانه خداست
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
از خدا خواستم تا دردهایم را از من بگیرد،![]()
از خدا خواستم شکیبایی ام بخشد،![]()
خدا گفت: نه! شکیبایی زاده رنج و سختی است شکیبایی بخشیدنی نیست، به دست آوردنی است.
از خدا خواستم تا خوشی و سعادتم بخشد،![]()
خدا گفت: نه!
از خدا خواستم تا از رنجهایم بکاهد![]()
خدا گفت: نه! رنج و سختی تو را از دنیا دور و دورتر، و به من نزدیک و نزدیکتر می کند.
از خدا خواستم تا روحم را تعالی بخشد،![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دیگه از وابستگی هام خسته شدم
مگر آزاد بشم ز خستگی
بسه این قفس بدون هم نفس
خوردن فریب و نیرنگ سراب
تا می فهمه دلش از سنگ میشه
عشقها و مردونگی خاک شده
حتی اگه شد بی هم نفس
ر ابر رحمت به سر منم ببار
آسمون خورشید رو بردار و بیار
غصه دل رو فراموش کنم
خودم رو رها کنم از این و اون
سینه ام رو پر کنم از عطر خدا

واقعا که ...... منم دیگه نمیام وبلاگتون


ادامه مطلب

بوسه يعنی مستی از مشروب عشق...![]()

![]()

![]()
گم شد...
آسمون مال من،
اصلا" همشون مال تو 










![]()

من سالهاست کنار پنجره چوبی اتاقم
کنار گلدان شمعدانی کوچکم
کنار ترانه های خاکستری ام
به انتظار آمدنت نشسته ام
چه شکوهی ، چه بی کرانگی پر آهنگی است انتظار ...
من سالهاست ساکن این کلبه کوچکم در این جنگل پر هیاهو ...
و هنگامه هر باران تن خسته ام را میزبان قطره های با شکوهش میکنم .
نم نم باران لباس خاک گرفته ام را با عطر تازه ای آشنا می کند .
من ِِ آغشته با خاک پیر را به جوانی می کشد ...
از ترانهی خویش پرم میکند ... پر ...
من ِِ خالی و تجربه پر شدن ؟
قاصدک من ...
من همیشه ، هر لحظه کنار این پنجره چوبی آمدنت را به انتظار نشسته ام ...
کی می آیی ؟






ادامه مطلب

ادامه مطلب

























نیستی
هوای بوی تنت را کرده ام
می دانی
پیرهن جدایی ات بدجور به قامتم گشاد است
به همه ی زوج های خیابان های بارانی و کوچه های پاییزی حسودی می کنم ...
گرما زده می شوم ، تو را کم دارم
سرما میخورم ، تو در خونم پایین آمدی ...
تو نیستی
آسمان بی معنیست
حتی آسمان پر ستاره
و باران
مثل قطره های عذاب روی سرم می ریزد
تو نیستی
و من چتر می خواهم ...
چه مصیبتی می شود وزش باد
دلم برای موهایت هم تنگ شده...
هر چیزی که حس عاشقانه و شاعرانه می دهد در چشمانم لباس سیاه پوشیده...
خودم را به هزار راه میزنم
به هزار کوچه
به هزار در